فرمانده انتظامی شهرستان املش به مناسبت گرامیداشت ” روز خبرنگار ”  پیام تبریک صادر کرد .

متن پیام بدین شرح است :

            “بسم الله الرحمن الرحیم”

” ن و القلم و ما یسطرون “ ” سوگند به قلم و آنچه می نگارد “

۱۷ مرداد ، روز خبرنگار ، یادآور ایثارگری و جهاد تلاشگران عرصه اندیشه و قلم است ، انسان های متفکر و فرهیخته ای که در راه روشنگری و آگاهی بخشی جامعه نقش بی بدیلی دارند و نه فقط با قلم و  تفکر و اندیشه خود سنگربان جبهه جنگ نرم و حافظان ارزشها و اخلاقیات جامعه  بوده  بلکه  حتی جان خود را نیز تقدیم انقلاب و نظام نموده اند
یقینا خبرنگاران تصویرگر زمان خویش هستند زیرا همواره در عمق جامعه زندگی می کنند و سلامت فکری و فرهنگی هر جامعه ای مرهون تلاش های شبانه روزی آنهاست.

اینجانب ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای عرصه رسانه ” روز خبرنگار ” را به تمامی خبرنگاران و اصحاب خستگی ناپذیر رسانه تبریک  عرض میکنم و   موفقیت و سربلندی همه خبرنگاران عزیز را  در رسالت بسیار خطیر خبرنگاری و اطلاع رسانی از خداوند متعال مسئلت می نمایم.

فرمانده انتظامی شهرستان املش



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : پیام تبریک, سرهنگ باقر رجبی ویسرودی, فرمانده انتظامی املش, گرامیداشت ” روز خبرنگار ”,

تاريخ : پنجشنبه 3 شهريور 1401 | 10 بعد از ظهر | نویسنده : معین فرد |

 

سرهنگ باقر رجبی ویسرودی فرمانده انتظامی شهرستان املش در نشست خبری با اصحاب رسانه ضمن تجلیل از خبرنگاران شهرستان املش به مناسبت روز خبرنگار گفت ؛ رسانه ها نقش ارزنده ای در آگاهسازی جامعه دارند و یکی از کارکردهای  رسانه ها ارتقای دانش عمومی و آموزش همگانی می باشد که آستفاده از این ظرفیت رسانه ها می تواند ما را در جهت سلامت و امنیت اجتماعی یاری نمایند. چون ریشه اکثریت جرایم و آسیب های اجتماعی در ناآگاهی آسیب دیدگان و قربانیان جرایم است

 

 

سرهنگ رجبی ویسرودی با بیان اهمیت و جایگاه رسانه ها در ارتقای احساس امنیت در جامعه افزود؛ رسانه ها بعنوان  عنصری مهم  و اثرگذار جامعه در فرآیند پیشگیری اجتماعی نقش اساسی دارند.زیرا جامعه پذیر نمودن اعضای جامعه و ترویج و تقویت الگوهای مناسب رفتاری در جامعه از کارکردهای دیگر رسانه هاست که این نقش رسانه ها ارتباط مستقیم با نقش و ماموریت های پلیس دارد

سرهنگ باقر رجبی ویسرودی با تاکید بر اقدامات ایجابی پلیس اشاره کرد؛ هرچه تعامل رسانه ها و اصحاب قلم و خبرنگاران با پلیس نزدیک تر و بیشتر باشد یقینا در تحقق پیشگیری اجتماعی و اثربخشی اقدامات ایجابی پلیس موثرتر خواهد بود و با ذکر مثال و مصداقی  در حوزه پیشگیری از اعتیاد این نقش را به خوبی تشریح کرد گفت؛ از آنجایی که فرهنگ سازی و اطلاع رسانی درست از عواقب و پیامدهای ناگوار اعتیاد و اجتماعی کردن مبارزه با سوء مصرف مواد مخدر را از دیگر نقش رسانه هاست

ایشان یکی از راه های مؤثر در کاهش آسیب های اجتماعی را آموزش و توانمندسازی آحاد مختلف جامعه دانست و گفت چون اعتیاد پدیده ای خانمان سوز است که باعث نابودی جامعه از حیث نیروی انسانی، تزلزل خانواده ها و از بین رفتن بسیاری از ارزش ها و هنجارهای فرهنگی و اخلاقی جامعه می شود. بنابراین توجه به آموزش و آگاه سازی آحاد مردم در این زمینه امری بسیار حیاتی است که رسانه ها می توانند سهم مهمی داشته باشند.

بنابراین می توان رسانه را یکی از عناصر  اصلی قانون پذیر کردن،  اجتماعی کردن ، فرهنگ سازی و اطلاع رسانی در جامعه برشمرد که در تولید و حفظ و بازتولید امنیت بعنوان بازوان قوی فراجا محسوب می شوند و در شهرستان املش همکاری و تعامل اصحاب رسانه با پلیس قابل تقدیر است.در پایان از زحمات خبرنگاران فعال شهرستان با اهدای لوح سپاس و هدیه ای تجلیل بعمل آمد



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : رسانه ها,آگاهسازی جامعه,پیشگیری اجتماعی از جرایم,سرهنگ باقر رجبی ویسرودی,فرمانده انتظامی شهرستان املش ,نشست خبری با اصحاب رسانه,تجلیل از خبرنگاران,

تاريخ : پنجشنبه 3 شهريور 1401 | 10 بعد از ظهر | نویسنده : معین فرد |

        بسم الله الرحمن الرحیم

یقینا تلاش های ارزشمند کسانی که به نام پرستار از آنان یاد می کنیم بر کسی پوشیده نیست و در این شرایط  حساس کشور که درگیر بیماری منحوس کرونا هستیم بی تردید وظیفه سنگین تلاشگران عرصه سلامت بویژه پرستاران در فرآیند درمان که با انگیزه الهی ایثار می کنند و با  از خودگذشتگی جان پرتالم بیماران را آرامش و امیدواری می بخشند، خدمتی بزرگ و قابل تحسین است.

اینجانب با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای عرصه سلامت، ضمن تقدیر و تشکر از فداکاری کادر درمان، روز میلاد باسعادت بانوی بزرگ اسلام و روز ” پرستار” را که مزین به نام مبارک حضرت زینب (س) است به پرستاران ایثارگر تبریک عرض نموده، سلامتی و توفیق روز افزون شان را از خداوند سبحان  خواستارم و قطعه شعر خودم را با نام ” پرستار ” تقدیم همه پرستاران عزیز ایران زمین می نمایم.

پرستار

روز تکریم پرستار است و بس

آنکه با بیمار همیار است و بس

آنکه در روز و شب دنیای خود

او سراسر فکر بیمار است و بس

هر زمانی درد تورا طاقت برید

چوخطابت با پرستار است و بس

دست آرامش او همچون طبیب

نام او گویا پرستار است و بس

کارش از زینب(س) نشانی می دهد

چونکه او غمخوار بیمار است و بس

باقرا این جمله را بسیار زیبا گفته ای

نام زینب(س) هم پرستار است و بس

قطعه ای از شعر من تقدیم اوست

آنکه نامش چون پرستار است و بس

 نویسنده: سرهنگ با قر رجبی ویسرودی - فرمانده انتظامی شهرستان املش

 



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : سرهنگ با قر رجبی ویسرودی , روز پرستار, شعر, پرستار, فرمانده انتظامی املش,پیام تبریک,تشکر ,

تاريخ : يکشنبه 30 آذر 1399 | 6 قبل از ظهر | نویسنده : معین فرد |

از آنجایی که زندگی اجتماعی انسانها حاصل تعامل و مشارکت آنهاست و فعالیت های مشارکتی پایه و اساس حیات اجتماعی بویژه در جوامع سنتی می باشد که در تعریف مشارکتParticipation) )به معنی به کار گرفتن منابع شخصی به منظور سهیم شدن در یک اقدام جمعی است.[1]یعنی  مشارکت عملی جمعی، آگاهانه و داوطلبانه است که دربردارنده دخالت در امور عمومی و در سطوح مختلف تصمیم گیری­های .... تا مساعدت مستقیم به ارضای نیازهای اجتماعی و همچنین دخالت مردم در کارکرد سازمان­هایی است که حیات کاریشان به آن بستگی دارد.[2]با تامل در هدف مشارکت که همفکری، همکاری و تشریک مساعی افراد در جهت بهبود کمیت و کیفیت زندگی در تمامی زمینه هاست که در نگاه علمی در این نوشتار از نگاه مکتب جامعه شناسی(کارکردگرایی)به ان پرداخته شده مکتب کارکردگرایی (Functionalism)؛ این مکتب توجه خود را به نقش ها و کارکردهایی معطوف می دارد که مشارکت افراد یا گروه ها در جامعه موجب پدید آمدن آن ها می شود. از نظر طرفداران این مکتب عملکرد یا فونکسیونی که مشارکت گروه یا طبقه خاصی در جامعه به وجود می آورد، حائز اهمیت است. زیرا در نتیجه این کارکردها، نظام اجتماعی می تواند به حیات خود ادامه دهد و انسجام اجتماعی و وفاق جمعی را پدید آورد. در این مکتب، نقشی که هر جزئی از ساخت اجتماعی در رابطه با کل در نظر گرفته می شود. با بهره گیری از نظریه بالا از آنجایی که زندگی اجتماعی بویژه در گذشته بر مبنای فعالیتهای سنتی استوار بود بیش از هر زمانی نیازمند ایفای نقش اننسانها در فعالیت های گروهی بود بطوری که در روابط اجتماعی پایدار که حتی بصورت سنتی در آمده از اهمیت خاصی برخوردار بوده و این ایفای نقش شاید تا سالیانی منحصر به فرد یا افراد یا قبیله ای خاصی می شدکه در ادامه بصورت مصداقی پرداخته خواهد شد،

دوشاب پزی یکی از فعالیت هایی است که هم می توان به عنوان یک آیین کهن به آن پرداخت و به آداب و رسوم و شیوه های مشارکت پرداخت که این فعالیت براساس روابط پایدار نهادینه شده در جامعه و میزان مشارکت افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و حتی ساخت جامعه را حفظ می کند و موجب بقا و ادامه حیات آن ها می شود.

در مکتب کارکردگرایی که توجه خود را به نقش ها و کارکردهایی معطوف می دارد که مشارکت افراد یا گروه ها در جامعه موجب پدید آمدن آن ها می شود. از نظر طرفداران این مکتب عملکرد یا فونکسیونی که مشارکت گروه یا طبقه خاصی در جامعه به وجود می آورد، حائز اهمیت است. زیرا در نتیجه این کارکردها، نظام اجتماعی می تواند به حیات خود ادامه دهد و انسجام اجتماعی و وفاق جمعی را پدید آورد. در این مکتب، نقشی که هر جزئی از ساخت اجتماعی در رابطه با کل در نظر گرفته می شود و اگر به صورت مصداقی به موضوع مورد بحث ما "مراسم دوشاب پزی " در روستاهای گیلان بپردازیم نشان می دهد که از یک طرف استفاده از فراورده های طبیعی و محصولات طبیعت در جهت برطرف نمودن نیازهای زندگی روزمره و یا ذخیره سازی ان برای روزهای نیاز بوده که این امر در مطالعات و تحقیقات بویژه در منوگرافی ها به روشنی امده است و نشان می دهد که بهره گیری از ظرفیت طبیعت برای حیات و بقا در روستا مبتنی بر ساختار کشاورزی و دامداری بخشی از زندگی سنتی بوده است و در بیشتر مواقع فرآیندهای زندگی بدون مشارکت اطرافیان امکان پذیر نبوده، مثلا در همین مراسم دوشاب پزی که از ساختن کوره مخصوص، تهیه و چیدن خرمالوی جنگلی (اربا به زبان محلی) از روی درخت، حمل آن تا محل پخت و پز ، آب یا شیره گیری ، پخت و پز طولانی مدت آن ، تهیه حجم بالای هیزم و....که یک فرآیند سخت و دشواری است و با توجه به مشغله کاری زیاد زندگی روستایی از توان یک خانواده خارج می باشد.پس می طلبد که این فعالیت بصورت مشارکتی اقدام شود

مشارکتی از این بابت که چند نفر از دو یا چند خانواده در کنار هم قرار گرفته و به صورت دسته جمعی به فراوری این محصول پرداخته و به صورت آگاهانه و داوطلبانه در این امر مشارکت نموده و در پایان هر یک سهم خود را برداشت نموده و برای مصارف خود و یا فروش و معاوضه ان با سایر کالاهای مورد نیاز اقدام می نمایند

اگر حتی به چرایی تولید این محصول اشاره داشته باشیم بد نیست که بدانیم علاوه بر مصرف ان بعنوان بخشی از وعده های غذایی مانند صبحانه ، تهیه حلوا و شیرینی جات خانگی و....در پیشگیری و درمان برخی از بیماری ها از جمله زردی کودکان ، تنگی نفس و آسم ، جبران کم خونی و...باورهایی وجود دارد که انگیزه تولید ان را مضاعف می کند

اما انچه در یک جمعبندی در این مقاله می توان بیان کرد اینکه این مراسم حاصل روابط پایدار و ساخت اجتماعات سنتی بوده و پایه و اساس ان هم بر مشارکت اجتماعی اقوام و قبایل روستایی بنا نهاده شده است و اگر امروزه هم وجود ان به شکل مختصر دیده می شود رگه های مشارکت اجتماعی که برگرفته از همان عهد کهن است در ان دیده می شود

از طرفی دیگر ایفای نقش افراد در این فعالیت مشارکتی مهم است بطوری که همین اقدام ساده سنتی دارای نقش های تخصصی خویش است مثلا چیدن خرمالو از درخت به خاطر ارتفاع زیاد درخت و نحوه چیدن آن که به زمین هدایت شود کار هرکسی نیست، نحوه شیره گیری آن و حتی نحوه پختن دوشاب که با اندک غفلتی سرریز شده و یا با عدم توازن شعله های آتش طعم آن عوض و تلخ خواهد شد و این بیانگر ایفای نقش های متفاوت در کنار همدیگر است که باعث انجام این امر می شود و کارکرد هرکسی برای رسیدن به هدفی از پیش تعیین شده جمع است و اگر این کارکردها و ایفای نقش نباشد نتیجه ای در کار نبود و مهمتر اینکه این همه روابط در کنار هم کارکرد دیگری برای جامعه دارد و آن تقویت انسجام و همبستگی اجتماعی در گروههای اجتماعی است که برای حفظ و بقای جامعه ضروری است.

نویسنده: دکتر باقر رجبی ویسرودی

-----------------------------------------------------------------------

منابع؛

[1]. محسنی، منوچهر و جاراللهی، عذرا؛ مشارکت اجتماعی در ایران، تهران، آرون، 1382، ص12.

[2]. جباری، حبیب؛ مشارکت و توسعه اجتماعی، مجموعه مقالات همایش توسعه اجتماعی وزارت کشور، 1378، ص8-7



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : دکتر باقر رجبی ویسرودی, واکاوی دوشاب پزی,مشارکت اجتماعی در فعالیتهای روستایی گیلان از دیدگاه کارکردگرایی,

تاريخ : پنجشنبه 20 آذر 1399 | 6 قبل از ظهر | نویسنده : معین فرد |
 اگرچه در تمام شیوه های تربیتی به توجه کردن و رفع  نیاز فرزندان تاکید شده است اما افراط و تفریط در این امر  می تواند مانند برخی از عوامل اجتمای تاثیر منفی داشته باشد. با اندکی تامل در سبک تربیتی فرزندان در عصر جدید با مسئله ای روبرو هستیم که در قالب توجه بیش از حد فرزتدان و در اختیار قرار دادن بیش از حد متعارف امکانات و فراتر از  تناسب سنی آنان می باشدبطوری که برطرف نمودن تمایلات و خواسته های بیش از اندازه فرزندان منجر به پدیده ای شده که از آن می توان تحت عنوان فرزندسالاری نام برد                                                                                  

در این شیوه تربیتی که معمولا بر مبنای تربیت عاطفی استوار است نه تربیت عقلانی، در برخی مواقع می تواند پیامدهای منفی نیز در برداشته باشد چون در این روش که در بر دارنده نازپروی فرزندان هست موجب کاهش آستانه تحمل و استقامت آنان می گردد.

همچنین این امر باعث می شود که فرزندان به خاطر عدم درک شرایط والدین فقط به دنبال برطرف نمودن نیازهای خود بوده و به دنبال زیاده خواهی و افراط رایی باشند که این امر می تواند موجب طغیان و عصیان در آنها شود و اگر بصورت مستمر تداوم داشته باشد در برخی مواقع باعث ایجاد فاصله و شکاف بین اعضای خانواده می گردد

این شیوه از فرزندپروری یا همان فرزند سالاری می تواند عاملی برای فرار فرزندان از منزل باشد چون با نازپروری و برآورده شدن سریع نیازها ازیک سو آرزویی برای بچه ها در سن و سال خودشان باقی نمی ماند و از سوی دیگر فرزندان هم در برابر شنیدن پاسخ منفی والدین در برابر خواسته هایشان بسیار شکننده هستند.

بنابراین با تامل در این شیوه تربیتی به نظر می رسد پیامدها واثرات مخرب زیادی در بر دارد، پس بعنوان آفتی برای تربیت فرزندان می باشد و می طلبد خانواده ها با تقویت مهارت پروری در خود و آشنایی با شیوه های منطقی و درست تربیت فرزند بتوانند در تربیت نسل های آینده موفق عمل نمایند

نویسنده:  دکتر باقر رجبی ویسرودی جامعه شناس و محقق

منبع: پایگاه رانکو نیوز



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : فرزند سالاری آفتی در تربیت فرزندان,دکتر باقر رجبی ویسرودی جامعه شناس و محقق,

تاريخ : يکشنبه 28 ارديبهشت 1399 | 5 بعد از ظهر | نویسنده : معین فرد |
فرمانده انتظامیاملش به مناسبت روز معلم پیام تبریک صادر کرد، 
متن پیام بدین شرح است :
بی شک پچمداران تعلیم و تربیت با اندیشه بلند خود در شرایط گوناگون با هنرمندی خویش توانسته اند برای پیشرفت و اعتلای سرزمین عزیزمان ایران نقش آفرینی نمایند، بویژه در ایام شیوع ویروس منحوس کرونا، شرایط خاصی را رقم زد اما با همت بلند معلمان دلسوز، آموزش از مسیر دیگری حرکت کرد ،آنان با تلاش صادقانه و بی وقفه خود در تربیت دانش آموزان مسئولیت پذیری را معنا کردند و نوید بخش آینده ای بهتر برای کشور عزیزمان شدند.

آموزش انسان های موفق و تربیت انسان های پاک نیت و توانمند، توفیقی است که نصیب معلمان شده است.

اینجانب ضمن تبریک روز معلم بر تمامی معلمان پرتلاش سرزمین اسلامی ، توفیق روزافزون و سربلندی را برای یکایک معلمان فرهیخته کشورمان را از خدای متعال مسئلت می نمایم .

 

سرهنگ دوم باقر رجبی ویسرودی

فرمانده انتظامی شهرستان املش



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : سرهنگ دوم باقر رجبی ویسرودی,فرمانده انتظامی شهرستان املش,مناسبت روز معلم پیام تبریک صادر کرد, بی شک پرچمداران تعلیم و تربیت ,

تاريخ : پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 | 0 قبل از ظهر | نویسنده : معین فرد |

خشونت پدیده ای که در طول تاریخ همزاد بشری بوده و دارای ابعاد و اشکال گوناگونی چون خشونت خانگی بوده و همیشه به عنوان یک پدیده انسانی، اجتماعی از شرایط و عوامل متفاوتی تاثیرپذیر می باشد

حال این روزها که درگیر ویروس کرونا با یک گستره عظیم جهانی هستیم که شرایط و روابط زندگی اجتماعی را برایمان بغرنج و سخت کرده است ویا به عبارتی ادیبانه تر ” حال ما خراب و حال جامعه ما هم خوب نیست ” و از هر دریچه و زاویه ای در مورد بیماری کرونا خبرهایی را می شنویم و آنچه در مورد ما انسانها بسی خسته کننده تر است محدودیت های زندگی اجتماعی است بویژه محدودیتهایَ در شد آمدی ما در سطح جامعه و یا بعبارتی قرنطینه های خانگی است.

چون ما انسانها معمولا بخشی از وقت خود را در امور جاری روزانه خود در ارتباط و تعامل با دیگران می گذرانیم و این موجب روابط اجتماعی شده و گاهی حتی ایجاد دلبستگی بین ما با دیگران می شود و اما این محدودیت کرونا که این نوع روابط را بهم می ریزد موجب دلتنگی ما برای آن روابط گذشته می گردد که خودبخود آزار دهنده و زمینه ای برای بروز کم حوصلگی هایمان می شود.

شکل دیگری از خشونت های خانگی در ایام قرنطینه کرونا که معمولا به شکل مشاجرات لفظی ظهور پیدا می کند و شاید منجر به بروز حالت های فیزیکی نیز گردد ناشی از حضور مداوم و مستمر افراد در خانه است چون اگرچه در بیشتر جاها گذراندن اوقات فراغت در کنار خانواده و حضور در کانون گرم خانواده موجب ایجاد صمیمیت و استحکام خانواده می گردد، اما حضور پوچگرایانه و بیش از حد نیز موجب بروز تنش می گردد چون در جای دیگر نیز بیان شده که برای کنترل خشم خود از موقعیتی که در ان قرار گرفته اید دور شوید که در این شرایط میسر نیست.

همچنین اضطراب و ترس از آینده خود و جامعه موجب ایجاد فوبیا و هراس در فرد شده که خودش موجب از بین رفتن تعادل افراد در کنترل رفتار خویش و یا تصمیم گیری های غیرمنطقی می گردد که می تواند باعث بروز انواع خشونت بویژه خشونت خانگی گردد و خشونت قربانیانی داشته باشد.

عدم وجود برنامه ریزی و پایین بودن سطح مدارای اجتماعی که همان تاب آوری اجتماعی در سطح جامعه می تواند کاسه صبر انسانها را به انی لبریز کرده و رفتارهای جرقه وار که ناشی از عدم برخورداری از این مهارت است می تواند بر خشونت ها بویژه خشونت خانگی تاثیر گذار باشد.

عدم برخورداری افراد از مهارت حل مسئله و انهم در یک شرایط بحرانی و غیر منتظره ، افراد خود را در برابر مسئله بوجود آمده مستحصل و درمانده جلوه می دهد و اینگونه افراد با گفتگوهای درونی منفی به مسئله نگاه می کنند و به عبارتی عمق فاجعه را می بینند ، خودشان را از حل آن ناتوان می دانند و حتی ان مشکلات را فقط برای خودشان می دانند و به بیانی دیگر می گویند ” هرچه سنگه برای پای لنگه” و….

برخی از خصوصیات فردی و ویژگیهای شخصیتی افراد بگونه ای است که برخی نیاز به فضای خلوت و حتی گوشه گیری و فضای آرام و تنهایی دارند و با وقوع این شرایط چون قاعده و نظم زندگی عادیشان بهم می ریزد خودشان نیز بهم ریخته و رفتارهای خشونت آمیز از خود نشان می دهند و یا بالعکس برخی فقط با قرارگرفتن در جمع های دوستانه مانوس بوده و حتی اینگونه فضاهای دوستانه را بر کانون گرم خانواده ترجیح می دهند.

اما باید بیان کرد که همواره تهدیداتی برای جوامع انسانی وجود دارد که شرایط عادی زندگی را بر هم زده و حتی مانند این ویروس منحوس نظم جهانی را فرو می ریزد مثل بحران کرونا، سونامی و شاید زلزله و….بنابراین باید به دنبال راهکارهای کاهش اثرات اینگونه بلایا و ناملایمات باشیم که در ادامه به چند مورد اشاره می کنم

ارتقای مهارتهای اجتماعی

بالا بردن سطح آموزش و آگاهی خود و دیگران

یادگیری نحوه برخورد با مسئله و تمرین حل مسئله اجتماعی

بالا بردن آستانه تحمل و پذیرش شرایط دشوار

کسب آگاهی در مورد چگونگی تبدیل این تهدیدات به فرصت

ایجاد سرگرمی های دسته جمعی و ورزشهای خانگی ، مطالعهّ و.. . .در شرایط بحرانی

ایجاد امید و نشاط درونی در خود و دیگران

یادگیری روشهای کنترل خشم و .. .

نویسنده:  دکتر باقر رجبی ویسرودی جامعه شناس ومحقق

 منبع: سایت جامعه شناسان جوان



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : تاثیر کرونا بر خشونت های خانگی, باقر رجبی ویسرودی جامعه شناس ومحقق,یادگیری روشهای کنترل خشم ,

تاريخ : پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 | 0 قبل از ظهر | نویسنده : معین فرد |

بی شک با شیوع کرونا در سطح کشورهای دنیا و اتخاذ تدابیر و پروتکل های بهداشتی به منظور پیشگیری از دامنه و گستره آن سبک زندگی انسانها نیز دستخوش تغییرات زیادی شده است و فرهنگ شیوه مراودات و تعاملات اجتماعى نیز تغییر کرده است بطوری که در کشورمان ایران این تغییر به راحتی قابل لمس و محسوس است

مخصوصا اینکه همزمانی شیوع این بیماری با آیین دیرینه چهارشنبه آخرسال ، عید باستانی نوروز همراه بوده، برایمان بسیار قابل درک و تاثیرگذار بوده است.
حال جای تامل است که اگر خدای ناکرده ویروس کرونا برای مدتی طولانی مزاحم جامعه انسانی باشد ما با شکلی از روابط اجتماعی، شیوه های زندگی ، سبکهای معاشرت مواجه خواهیم بود که می توان آن را متاثر از تاثیر کرونا دانست و در قیاس جامعه کنونی می توان از ان بعنوان ویژگی جامعه پساکرونایی صحبت کرد.
چون در وجود استمرار این شرایط ما شاهد تغییرات اساسی در حوزه های مختلف خواهیم بود و رفتارها و کنش های آیندگان با آنچه نسل ما مشاهده و لمس کرده ایم،متفاوت خواهد بود که در ادامه برخی از این تاثیرات را در رفتارها و کنش های نوظهور که از پیامدهای کروناست بویژه مصادیق آن در کشور خودمان بعنوان یک جامعه ایرانی می پردازیم.
از آنجایی که برابر گفته ها و یافته های مجامع پزشکی سرایت این ویروس به ویژه از انسان به انسان و آنهم در حالت های چهره به چهره زیاد است، بنابراین منجر به این می شود که جمع هاى دوستانه کوچکتر شود و از صله رحم ها و دید و بازدیدها و دورهمی ها و….کاسته شود. و همچنین حضور افراد جاى خود را به تصاویر و فیلم های مجازى عوض نماید. چون راهکار آن پرهیز از تجمع های انسانی است
با توجه به آنچه در همین بند اخیر گفته شد به جهت کاستن روابط فیس تو فیس(چهره به چهره)در این بخش نیز ما شاهد تحولات عظیمی در حوزه فضای مجازی و تکنولوژی های مرتبط بآن۱پششد تا هم با سرعت هرچه تمام تر و باکیفیت بهتر و هزینه های کمتر نیازهای انسان در ابعاد مختلف برطرف گردد و در اینجا نیاز ضروری و حیاتی به وسایل ارتباط جمعی نوین و اینترنت و شبکه های اجتماعی و اپلیکیشن های مجازی در جامعه پساکرونایی شاهد خواهیم بود.
روابط انسانی ؛ با توجه به نحوه پرورش افراد جامعه ما و شیوه چ تربیتی ما که در بر دارنده ارتباطات عاطفی و نزدیک بین افراد با انسجام و همبستگی های بالایی در بین اقشار و گروهها وجود داشته، بطوری که دوری ها و فاصله ها موجب دلتنگی افراد شده ولی امروزه که به سمت فاصله گرفتن از همدیگر می رود،بنابراین پیامدها و اثرات مخرب آن می تواند موجب افسردگی های مزمن و بیماری های روحی و روانی در جامعه گردد چون دلتنگیهایمان با تلفن و ارتباطات مجازی در حد احوالپرسی و خبر از حیت و ممات همدیگر خلاصه می شود چون امروز دیگر واژه ای تحت عنوان ” فاصله اجتماعی” مد شده است و بر سر زبانهاست.
نظام آموزشی؛ در حوزه آموزش و پرورش و نظام آموزشی کشور نیز باید شاهد دگرگونی باشیم و شاید با تداوم این بیماری منحوس میز و صندلى های بسیاری از مراکز آموزشی خالى از حضور فراگیران می گردد و شیوه و سبکهای آموزشی نیز تغییر خواهد کرد و کلاس ها بصورت مجازی و از طریق ویدئو کنفرانس و یا شبکه های اجتماعی مثل “شاد” و… انجام خواهد شد که در اینجا نیز میزان بهره مندی و دسترسی افراد به دنیای اینترنتی روایت دیگری از آینده آموزش علم و دانش برجای می گذارد و یکی از مهمترین وظایف دولت ها در این حوزه، معطوف به این امر می شود که اموزشگاهها و مراکز آموزشی را باید به ابزار و تکنولوژی مربوط به فناوری روز تجهیز کنند تا دانش بتواند سیر مجازی را بپیماید و موضوع دیگری باید اتفاق بیفتد افزایش سواد رسانه ای در جامعه است چون انسانها به ناچار برای دانستن، یادگیری،خرید یا سرگرمی ناچارند در این فضا سیر کنند.
در حوزه فرهنگی؛ آیین ها، باورها ، خرده فرهنگ و مناسک های زیادی در جوامعی مثل ایران که از قدمت دیرینه برخوردارند وجود دارد بطوری جشن چهارشنبه سوری و دورهم جمع شدن و از روی آتش پریدن و شادی کردن و یا آراستن سفره هفت سین عید و در کنار هم بودن از افتخارات آیین کهن ما ایرانیان بود که در تداوم آن دیدو بازدیدهای عیدانه به مدت حداقل سیزده روز ( تا روز سیزده بدر) بود ولی با قرنطینه های خانگی و هراس از مخاطرات حوزه سلامت ما را به سمت جدایی و روابط رسمی سوق می دهد بطوری که عزیزترین افرادی را که دوستشان داریم به خاطر سلامتشان زیاد با آنها ارتباط گیری نمی کنیم و به دنبال تحقق فاصله اجتماعی هستیم که ناخودآگاه بر روابط اجتماعی در آینده تاثیر می گذارد و شکل تعاملات اجتماعی را عوض می کند.
در حوزه اقتصادی ؛ یقینا در کوتاه مدت با شیوع گسترده آن برخی از مشاغل یقینا با خانه نشینی ها با چالش مواجه شده اند. بیکاری و تبعات آن و ورشکستگی کارگاهها و مراکز تولی

دی و … در حالت رکود مانده اند.چون فعالیت های اقتصادی با رکود مواجه شده و تجارتها ابتر ، مرزها بر روی انسانها و کالاها و مواد اولیه در سطح جهانی مسدود شده و بهای نفت و سهام و بورس به حداقل رسیده است و همه درگیرودار و دست وپنجه کردن با ویروس کرونا هستند تا زنده بمانند و جامعه را از مرگ نجات دهند. قدرت خرید خیلی از افراد به حداقل رسیده ، برخی از فعالان حوزه کسب و کار ایام سختی را سپری می کنند و کارگران روزمزد و دستفروشان و مشاغل خرده پا و ….در وضعیت ناپایداری به سرمی برند و گاها نگران تامین مایحتاج روزانه خود هستند و یا اینکه مفاهیمی چون توسعه ، نرخ رشد و تولید جوامع را با چالش اساسی مواجه کرده است.
البته همچنین از طرفی نیز به جهت رعایت پروتکل های بهداشتی شاید به صورت موقتی موجبات تقویت برخی از مشاغل از جمله دادوستدهای اینترنتی و بازار فروشگاههای بزرگ که توانمندی و ظرفیت های خدمات رسانی بالایی برای مشتریان خود را داشته،فراهم نموده، فروشگاهها و هایپرهایی که توانایی چون از فروش اینترنتی، ارسال اقلام خریداری شده با بسته بندی های بهداشتی به درب منازل و…. را دارند

همچنین در حوزه جمعیت شناسی و زیست محیطی می توان به مواردی اشاره کرد از جمله کاهش میزان امید به زندگی ، وضعیت حال و آینده سطح بهداشت عمومی در کشورها ، میزان مرگ و میر ناشی از این بیماری و پیامدهای آن که تاکنون در جهان بالغ یر یک میلیون نفر رسیده است. پایین آمدن نشاط اجتماعی ،تاثیر مسقیم و غیر مستقیم آن بر نرخ ازدواج و زاد و ولد و ….را می توان از ویژگی های این جامعه در عصر کرونایی بیان کرد. در بحث مسائل زیست محیطی در چندین ابعاد( از طرفی اثرات مواد شیمیایی متعدد گندزدایی و دفاع بیولوژیک و تاثیر آن بر حیات بشری و جانوری در حال و آینده و از طرف دیگر تاثیر مثبت زیست محیطی کاهش آلاینده ها به خاطر محدودیت ها و کاهش تردد خودروها ، کاهش پسماندها و گازهای گلخانه ای و آلایندهای ناشی از کارخانجات وصنایع …که در حالت تعلیق درآمده اند موضوعاتی است که بعنوان پیامدهای این بیماری در جامعه پساکرونایی قابل بررسی است.

نویسنده : دکتر باقر رجبی ویسرودی- محقق و جامعه شناس

منبع: پایگاه خبری رانکونیوز



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : دکتر باقر رجبی ویسرودی, محقق و جامعه شناس, ویژگی های جامعه پساکرونایی,پیامدهای این بیماری در جامعه پساکرونایی ,

تاريخ : سه شنبه 19 فروردين 1399 | 0 قبل از ظهر | نویسنده : معین فرد |

بسمالله الرحمن الرحيم

(ان ا... يامركم ان تودوا الامانات الي اهلها)

( همانا خدا شما را امر مي كند كه امانت ها را به اهلش برگردانيد)

 

 

سرورگرامي و برادر ارزشي:  

جناب سرهنگ باقر رجبی ویسرودی

سلام عليكم:

انتصاب در نظام شايسته سالار ديني مفهومي فراتر از ساير نظام ها داشته و نشانگر اكتساب شرايط تخصصي، علمي، اخلاقي و نمايانگر دستيابي به موازين و معيارهاي اعتقادي در نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران مي باشد كه با ساير نظام ها در جهان تفاوت دارد. بدون شك مدال زرين خدمت و مسئوليت برازنده و زينت بخش سينه مردان بزرگي است كه دلهاي آنها آكنده از عشق به خدمت گزاري مي باشد.  مع الوصف انتصاب بجا و شاسيته حضرت عالي را به سمت  فرمانده انتظامی شهرستان املش تبريك و تهنيت عرض مي نمايم و توفيقات عاليه روز افزون در ظل توجهات حضرت بقيه ا... الاعظم (عج) و رهبري داهيانه حضرت امام خامنه اي (مدظله العالي) براي شما و خانواده محترم از درگاه ايزد منان مسئلت مي نمايیم.

                                                                                                                                                                                                                   ومن الله توفیق  

                     



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : انتصاب, باقر, ویسرودی, رجبی, شهرستان املش, فرمانده انتظامی, سرهنگ,

تاريخ : سه شنبه 22 بهمن 1398 | 2 قبل از ظهر | نویسنده : معین فرد |

کودکان حق دارند در دنیای کودکانه خود کودکی کنند

اگرچه خانواده نخستین کانونی است که ارزش ها و آرزوهای یک کودک در آن شکل می گیرد، اما والدین باید بدانند که در این محیط کودکان حق دارند در لحظه حال که زمان کودکی آنهاست زندگی کنند و لذت ببرند. این روزها  وقتی که پای صحبت هر پدر و مادری می نشینیم صحبت از کلاسهای متنوعی است که برای فرزندش درنظر گرفته است مثل کلاسهای موسیقی، تقویتی ، زبان و ... آنقدر کلاس که این کودک دیگر فرصت بچگی کردن برایش باقی نمی ماند. فرصتی که حق اوست و این فرصتی است که هرگز برای او تکرار نمی شود، جالب است که بدانید دنیای کودکان بدون بچگی چیز بزرگی را کم دارد و درست مانند  یک شکل هندسی تعریف شده که قسمت بزرگی از آن را مثل سیبی گاز زده باشند.درست است که ما در این میان باید به فکر آینده آنها باشیم وآنها فردایشان را باید از همین امروز بسازند، اما باور داشته باشید که تمام فرصت بچه ها را با این کلاس های گوناگون نابود می کنیم.آنها به محض رسیدن به خانه فقط باید استراحت کنند که این انباشته  شدن خستگی هایشان گاهاً باعث می شود که بصورت یک ناهنجاری بروز کند. در جامعه امروزی فضایی ایجاد شده که زندگی کودکان در کشاکش اعداد و ارقام و رقابت های دنیای ما آدم های بزرگ می گذرد. اما سفارش من این است که بگذارید تنفس کنند و بگذراید شادی را تجربه کنند و اطمینان داشته باشید که موفقیت در کنار شادی و سلامت روح اتفاق می افتد. این کودکی کردن یا شادی و بازی کردن همان است که قرار است فردا کودک درونش را رقم بزند. خیلی از ما با بی توجهی والدین یا حتی خودمان، اجازه بالندگی به این کودک همراه را نداده ایم. پس باور داشته باشید این کودک به خواب و استراحت بیشتر، فرصت بیشتر برای بازی و فراغت و زمانی برای خلوت و تنهایی نیاز دارد. بچگی کردن می تواند زندگی آنها را دگرگون و به آنها کمک کند تا شاداب و با نشاط به سوی کمال حقیقی و هدف آفرینش حرکت کنند. ما باید بدانیم که کودک را نمی شود الزاما منطقی بار آورد و منطق زمانه را در او تلقین کرد. کودکان در سنین مختلف در عوالم متفاوتی زندگی می کنند، اول باید دنیای کودکانه را شناخت و بعد براساس درجات و رشد هوشی آنها یک برنامه ریزی علمی برای منطقی کردن آنها در نظر گرفت. صاحب نظران معتقدند که مربی نیز نباید دوره کودکی را از کودکان بگیرد و به اصطلاح کودک باید کودکی کند و دوره کودکی اش را بگذراند، مربی نباید از آنها توقع داشته باشد که خیلی زود و بی مورد به آدم های عاقل و بالغ تبدیل شوند. کودکان نیاز به تخیل دارند و تخیل در کودک بسیار طبیعی است . پس مربی باید به امکانات روحی و دنیای ذهنی کودک توجه کند وبه مرور آنها را آگاه و منطق رایج زمانه را بدون اینکه جنبه تحمیلی بیابد در آنها ایجاد و اسباب رشد ذهنی کودکان را فراهم کند.(مجتهدی به نقل از مهر نیوز) بازی کودکان باعث تقویت رشد هوشی کودکان  شده و حافظه، دقت و چالاکی آنها را بالا می برد بازی راه را برای مراوده ها و دوستی بچه ها با همسالان خود باز می کند تا بچه ها کم کم خود را عضوی از یک گروه تلقی کرده و رفتارهای اجتماعی را بیاموزند و روانشناسان معتقدند بازی جزء لاینفک زندگی دوران کودکی است و اهمیت بسزایی در رشد و پرورش فکری کودکان دارد. بازی کودکانه ضمن اینکه تاثیر زیاد در رشد شخصیت فرد دارد به کودک کمک می کند تا آمادگی جسمی و روحی لازم را برای مقابله با مشکلات، ارضای حس کنجکاوی، پذیرش نقش ها و مسئولیت های احتمالی آینده کسب نماید. رابرت وایت در مورد بازی کودکان  می گوید "ساعات زیادی را که کودکان صرف بازی می کنند، نمی توان به هیچ وجه تلف شده تلقی کرد اگر چه بازی ممکن است شادی بخش باشد ولی در دوران کودکی یک کار جدی است. پس بدون تردید بازی بهترین شکل فعالیت طبیعی هر کودک است".پس بگذاریم کودکان، در دوران کودکی در دنیای کودکانه خود، کودکی کنند. در پایان تاکید می کنم که فرزندان ما واقعا فقط فرزند هستند نه بزرگانی کوچک. پس اجازه بدهیم از کودکیشان لذت ببرند، ما نباید انتظار داشته باشیم که براساس رویاهایمان زندگی کنند، مشکلات ما را درک کنند و یا به جای اینکه با دوستانشان بگردند وقت با ارزش خود را صرف بزرگسالان کنند. جهان پیرامون ما از چشم یک کودک متفاوت تر از یک بزرگسال به نظر می رسد در حقیقت کودکان در دنیای کوچک خود زندگی می کنند، آنها معمولاً نمی توانند همانند بزرگسالان به زندگی واکنش نشان دهند به این دلیل که کودکان تجربه زندگی به اندازه ما را ندارند. 

گردآورنده: باقر رجبی ویسرودی کارشناسي ارشد رشته پژوهش علوم اجتماعي و دانشجوی دکتری علوم اجتماعی و مسائل اجتماعی ایران



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : باقر رجبی ویسرودی کارشناسي ارشد رشته پژوهش علوم اجتماعي و دانشجوی دکتری علوم اجتماعی و مسائل اجتماعی ایران کودکان حق دارند در دنیای کودکانه خود کودکی کنند,

تاريخ : دوشنبه 20 شهريور 1396 | 6 بعد از ظهر | نویسنده : معین فرد |

بسم الله الرحمن الرحیم

گویند عارفان، هنر و علم کیمیاست     وان مس که گشته هم سر این کیمیا طلاست.

برادر ارجمند و ارزشی جناب سرهنگ باقر رجبی ویسرودی

سلام علیکم

توفیق ورود به دروازه های علم و دانش یکی از موهبت هاست از سوی خداوند علیم که بی شک آدمی در سایه تلاش و جهد در کسب دانش از این موهبت بهره خواهد جست.

امروز با ورود به دانشگاه و طی نمودن مدارج و مدارک عالی علمی در آتی مژده کیمیا شدن را به مس وجودت داده ای و من نیز به نوبه خود کسب موفقعیت در آزمون دکترای ph.d رشته جامعه شناسی مسائل اجتماعی را به شما رهجویان مسیر علم و دانش تبریک عرض می نمایم.

از خداوند متعال استمرار موفقعیت و تداوم دانش اندوزی را برایت خواستارم و امیدوارم در ظل توجهات حضرت ولی عصر (عج) برای میهن اسلامیو عزیزمان ایران افتخار آفرینی نمایید.

از طرف: همکار و ارادتمند شما-  رمضانی



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : پیام تبریک به مناسبت قبولی در آزمون دکتری,جناب سرهنگ باقر رجبی ویسرودی ,در آزمون دکترای ph,d رشته جامعه شناسی مسائل اجتماعی,

تاريخ : يکشنبه 5 شهريور 1396 | 7 بعد از ظهر | نویسنده : معین فرد |

تحلیلی بر آسیب  اجتماعی فرار از منزل

پيچيده­تر شدن روابط اجتماعي، صنعتي شدن كشورها، سست شدن روابط عاطفي حاكم بر خانواده، شكاف بين­نسلي، بيكاري، فقر، مهاجرت بي­رويه به شهرهاي بزرگ و كلان­شهرها، افزايش حاشيه­نشيني و... زمينه مناسبي براي گسترش آسيب­هاي اجتماعي فراهم آورده است. يكي از اين آسيب­هاي اجتماعي فرار دختران، پسران و حتي بزرگترها از منزل مي باشد.

براي ‹‹فرار›› تعاريف متعددي وجود دارد. برخي معتقدند؛ فرار مكانيسمي است در جهت يافتن مجالي براي اثبات وجود فرد كه در خانه چنين فرصتي نيافته است و يا ميل به رهايي از قيد خانواده كه به فرار از سرپرستي و نظارت پدر و مادر منجر مي­گردد. معمولاً فرار به منظور دوري يا اجتناب از بعضي چيزها، يا براي يافتن و به دست آوردن بعضي چيزهاي ديگر صورت مي گيرد.

فرار از خانه معلول شبكه پيچيده اي از عوامل مؤثر خانوادگي، رواني، اجتماعي و فرهنگي در سطح خانواده، مدرسه و اجتماع است و از آن حيث كه نه­تنها فرد را در معرض آسيب­هاي جدي رواني و جسمي قرار مي دهد، بلكه در صورت عدم انجام اقدامات مؤثر براي حل آن، به كانون خانواده و اجتماع آسيب جبران­ناپذيري وارد مي­كند بايد مورد توجه جدي مسئولان حكومتي، خانواده­ها و نهادهاي مردمي قرار گيرد. از همه مهم­تر اين­كه در برخي موارد فرزندان، قربانيان اين­گونه رفتارها مي­شوند و از سويي ديگر، بخشي از نيروي كار و توليد جامعه و سلامت جسم و روان تعداد قابل­توجهي از افراد فرداي جامعه از دست خواهد رفت.

امروزه فرار نوجوانان از خانه و ترك اعضاي خانواده، بدون اجازه والدين يا وصي قانوني و یا همسر، در واقع نوعي واكنش نسبت به شرايطي است كه از نظر فرد نامساعد، غيرقابل تحمل و بعضاً تغييرناپذير است. ارائه آمارهاي رو به افزايش در رسانه­ها و رؤيت آشكار اين دختران در معابر عمومي، بر نگراني­ها بيش از پيش دامن مي­زند و تبعات منفي آن به عنوان يک عارضه و آسيب اجتماعي، تأثير بسيار نامطلوبي بر جامعه مي­گذارد. گرچه آمار مربوط به دختران و زنان فراری جزو آمارهای محرمانه ای است که کمتر از سوی مسئولان و نهادهای ذی ربط اعلام می شود، اما واقعیت جامعه امروز نشان می دهد، بحث زنان و دختران فراری پدیده ای نیست که به راحتی بتوان از کنار آن گذشت و بايد علاوه بر مطرح کردن علل و عوامل این آسیب اجتماعی، به رفع مشکلات افرادآسيب­پذيري پرداخت که قصد فرار از خانه و کاشانه خود را دارند.

بی شک نقش خانواده در فرار زنان و دختران از خانه را نمی توان کتمان کرد، اما دستگاه های مختلف می توانند با ارائه آموزش های صحیح به خانواده ها و همچنین به زنان و دختران آسیب دیده از بروز اين پدیده ناخوشایند جلوگیری کنند. بسیاری از زنان و دختران فراری مبتلا به طردشدگی هستند. طردشدگی یکی از احساس­های بسیار دردناک روانی است و هیچ پدیده­ای به اندازه آن آسیب­زا نیست و این احساس در نهایت منجر به رفتارهای ضد اجتماعی می­شود.

آمارهاي بدست آمده در گيلان نشان­دهنده متفاوت بودن انگيزه افراد فرارى است، اما انگيزه­هاى ذيل بين همگان عموميت دارد:

1. اثبات وجود و جلب توجه اطرافيان و اجبار آن­ها براى اجراى تمايلات و خواسته­هاى خويش 2. تحت فشار قرار دادن خانوده براى تحقق خواسته­هاى خود در خصوص زندگى آينده (ازدواج با فرد مورد نظر) و موقعيت بهتر 3. رهايى از هنجارها، فشارها، تحميل­ها، قيد و بندها، خشونت­ها و آزارهاى خانواده و كسب آزادى عمل در رفتارهاى فردى و اجتماعى 4. لجاجت با خانواده، سلب آرامش و ايجاد بدنامى يا مشكل براى آنان به جهت عدم تعلق و دلبستگى به خانواده 5. فرار به جهت حفظ آبرو و يا احساس گناه (در مواردي كه مورد آزار جنسي قرار مي­گيرند)

زنان متأهل نيز متأثر از عواملي چون بيكاري شوهر و به تبع آن مشکلات مالی و خرجی ندادن، تنوع­طلبي و يافتن معشوقه جديد، اعتياد شوهر و عدم پذیرش و عدم حمایت زن توسط خانوده خود و يا شوهر در مقابل مشکلات بوجود آمده از سوی شوهر، تهمت­های ناروای شوهر، بدبین بودن و فحاشی شوهر نسبت به زن و خانواده­اش، بی­اعتنایی و فقدان محبت در خانواده، جلوگیری از رفت و آمد زن با خانواده­اش، اعمال خشونت­های فیزیکی از جانب شوهر و عدم تمایل خانواده زن یا شوهر برای نگهداری از او پس از زندانی شدن شوهرش اقدام به فرار مي­كنند.

فرار از خانه به هر دليلي كه باشد تبعات سنگيني براي فرد، خانواده و اجتماع دارد و از آن­جايي كه آمار وقوع آن در گيلان رو به افزايش است ضروري است ابعاد مختلف پدیده اجتماعی خانه­گریزی مورد بررسي قرار گيرد و با تحقیقات میدانی گسترده و بهره­گیری از محققان، روانشناسان، مددکاران اجتماعی و... تصميمي جدي در خصوص رفع اين معضل اجتماعي گرفته شود.

گرد آورنده: معین رمضانی- کارشناس فقه و مبانی حقوق اسلامی



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : معین رمضانی, کارشناس فقه و مبانی حقوق اسلامی,تحلیلی بر آسیب,اجتماعی فرار از منزل,فرار از خانه معلول شبكه پيچيده اي از عوامل مؤثر خانوادگي, رواني, اجتماعي و فرهنگي در سطح خانواده,

تاريخ : پنجشنبه 5 مرداد 1396 | 6 بعد از ظهر | نویسنده : معین فرد |

مدرنيته و افزايش آسيب هاي اجتماعي

در طول تاريخ بشريت و بر اساس مستندات و مصاديق در دسترس بشر همواره به سمت و سويي تکامل يافته است که ضمن افزايش ضريب امنيت و آسايش خود و همچنين دستيابي به مرتبه اي از نظام سلامت، با توسعه دانش و بهره گيري از آن براي اختراع و توليد ابزار مورد نياز رفاه نسبي را کسب نمايد.

آنچه بديهي است بشر هيچ گاه از اين تلاش و حرکت در اين مسير صعودي دست برنداشته است به گونه اي که در اعصار گذشته همواره ميزان دسترسي وبهره برداري انسان از طبيعت وظرفيت هاي پيش رو نسبت به قبل سير رشد را نشان داده است.

با ذکراين تفاسير بايد اين گونه در نظر داشت که پيشرفت و توسعه از يک طرف و فضاي حاکم بر جامعه از طرفي ديگر دو مقوله مرتبط و مکمل هم هستند بدين معنا که جنبه هاي مثبت توسعه زماني محقق شده و نمود بيشتري نسبت به جنبه هاي منفي آن پيدا مي کند که زمينه هاي آن در جامعه از قبل مهيا و پديدار شده باشد تا ظرفيت پذيرش و بهره گيري از نقاط مثبت ايجاد شود.

در عصر مدرنيته امروزي و پيشرفت تکنولوژي در بالاترين حد به خوبي شاهد هستيم که ساختارهاي اجتماع،نوع وماهيت ارتباطات اجتماعي،گفتمان هاي بشر و...دچار تحول و تغيير اساسي شده است و لذا آنچه در اين ميان به شدت مورد تهديد قرار مي گيرد داشته ها و آموخته هاي فرهنگي و اعتقادي بشريت است چرا که در پس اين مدرنيته شدن شاهد تغيير ارتباطات اجتماعي و تماس فرهنگ هاي متمدن و غيرمتمدن در فرا مرزها هستيم.

بنابراين بايد مدرنيته شدن را براي جوامعي همچون کشور عزيزمان ايران که مجهز به ناب ترين فرهنگ ديني و غناي اسلامي بوده و از طرفي تمدن چند هزار ساله آن نمايانگر عمق دانش و اخلاق است ، تهديدي جدي تلقي کنيم.

شايد اين سوال در ذهن ايجاد شود که چگونه ماهيت مدرنيته ميتواند تهديدي براي بشريت باشد؟در پاسخ بايد اذعان داشت خود مدرنيته و ماهيت آن براي يک جامعه بشري نه تنها مضر نيست بلکه موجب تعالي انسان در بخش هاي مختلف اجتماعي ميشود اما آنچه در اين ميان تهديد محسوب ميشود کارکردهاي آن و تغييراتي است که در ساختار اجتماع پذيرنده ايجاد ميکند با اين پيش فرض که جوامع پذيرنده داراي فرهنگي متمايز از مبدا توليد مدرنيته باشند.

براي توضيح بيشتر بايد گفت:مدرنيته شدن در واقع مفاهيم و مصاديق فرهنگي نويني را با خود به همراه دارد که اين مفاهيم فرهنگي در تعارض و تضاد با فرهنگ جامعه پذيرنده اي هستند که هيچ گونه سنخيت و تناسب فرهنگي با جامعه فرستنده ندارند ولذا در شکل زندگي اجتماعي و پوسته اجتماع رفاه نسبي و افزايش امکانات و دانش نمايان شده اما در هسته ودرون اجتماع که اعتقادات و فرهنگ بنيادي در تمامي زمينه ها وجود دارد تزلزل وچالش ظهور پيدا ميکند.

بنابراين ظهور عصر تکنولوژي ومدرنيته شدن از يک طرف موجب افزايش سطح رفاه و سلامت جوامع اسلامي همچون ايران خواهد شد واز طرفي اگر اقدامات مقابله اي فرهنگي با تعارضات موجود در آن از سوي جامعه پذيرنده صورت نگيرد قطعا افزايش آسيب هاي اجتماعي را در پي خواهد داشت.

در پايان بايد خاطر نشان کرد: راه جلوگيري از اين افزايش آسيب هاي اجتماعي و بهره گيري مناسب از جنبه هاي مثبت پديده مدرنيته شدن در واقع استفاده بهينه از ظرفيت ها و داشته هاي دروني و اتکا به فرهنگ ديني و انقلابي است و لذا مي طلبد همچنان که اين مسير توسط مقام معظم رهبري(مدظله) مشخص و تبيين شده و توسط نهادهاي مختلف در دست اجراست در آينده نيز به صورت پيش رونده تري مد نظر قرار گرفته تا بتوان توامان با تبديل تهديدات به فرصت هاي ارزشمند هم از جنبه هاي مثبت استفاده وهم جنبه هاي منفي را خنثي کرد.

تهيه و تنظيم : باقر رجبي ويسرودي:  کارشناسي ارشد  رشته پژوهش علوم اجتماعي 



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : باقر رجبي ويسرودي,کارشناسي ارشد,رشته پژوهش علوم اجتماعي ,مدرنيته و افزايش آسيب هاي اجتماعي,

تاريخ : پنجشنبه 5 مرداد 1396 | 5 بعد از ظهر | نویسنده : معین فرد |

مديريت جهادی، عزم ملي                                         

مقدمه

دو دهه از نامگذاری سال ها به اسامی متنوع از سوی مقام معظم رهبری می گذرد. (اسامی ای که در ابتدا زینتی به نظر می آمد، اما رفته رفته مشخص شد که اینگونه نیست و هدف رهبری فراتر از متبرک کردن سال به نام خاصی است). هر چند که ظاهر قضیه چیز دیگری را به ذهن منعکس می نمود. استفاده از نام امامان معصوم و رهبر انقلاب امام خمینی(ره) و نام هایی که سنخیت کمتری با این دسته از نام ها دارند مانند سال اشتغال و یا اتحاد ملی و همبستگی اسلامی از انواع نام هایی بودند که در ابتدای هر سال از سوی ایشان اعلام گردید.

علت نامگذاری ها چه می تواند باشد؟ این سوالی است که از جوانب گوناگون می توانیم به آن پاسخ دهیم. اولین ویژگی این نام ها را باید در ارتباط با زمان و اتفاقات و حوادث گذشته آن دانست. اصولاً این ابتکار تقریباً منحصر به فرد که بعدها مورد دست یازیدن عده ای دیگر مثلاً گروه های معاند نظام خارج از کشور قرار گرفت خود نمونه ای از رهبری و مدیریت کلان بود. در این نامگذاری ها سعی شده بود سال جدید در کنار تمامی مسایل و برنامه ریزی های کلان بخش ویژه ای نیز در نظر گرفته شود. علاوه بر حوادث گذشته پیش بینی آینده و در واقع نوعی آینده نگری هم دراین اسامی می توان یافت. در حقیقت با یک پیام نوروزی از سوی مقام معظم رهبری تا آخر سال تکلیف خیلی ها روشن می شود. برای مثال سالی که به سال اشتغال نام گرفت و این نامگذاری در راستای شعارها و برنامه های اقتصادی دولت قرار داشت و از این جهت شبهه حاکمیت دوگانه از بین رفت. از طرفی رکود اشتغال و پرداختن جامعه سیاسی کشور به بحث های بیهوده تهدیدی جدی برای کشور تلقی می شد. ولی این نامگذاری انتظارات را در راستای نیاز واقعی قرار داد.از دیگر علل این نامگذاری ها همگرایی تمامی فعالیتها در راستای هم بود تا برایند مطلوبی نیز پیگیری به دست آید. به بیان دیگر مهم ترین دغدغه و نیاز مادی و معنوی کشور از سوی رهبر اعلام می شد و تمام ارکان اجرایی و قانونگذاری موظف به بکارگیری ظرفیتهای خود در راستای آن می شدند.

مدیریت جهادی چیست؟

اکنون و پس از شناخت تعاریف ناصحیح از مدیریت جهادی، وقت آن رسیده است که با توجه به مؤلفه هایی که از سخنان مقام معظم رهبری به دست آورده ایم، به تعریف مورد نظر خود از «مدیریت جهادی» بپردازیم. 

1. عشق، ایمان و کار براى خدا

نظام ارزشی اسلام به انسان می آموزد که رفتارهای خود را به گونه ای سامان دهد که در اثر انجام آن ها، آدمی به خداوند متعال نزدیک شود و کمالات معنوی و ارزش های والای الهی به دست آورد. انجام کارهایی که در عرصه ی مدیریت به وقوع می پیوندد نیز مشمول همین قاعده خواهد بود. از این رو یک «مدیر جهادی» مردم را بنده و مخلوق خداوند می داند و خدمت به آن ها را عبادت می شمرد.

در ضمن مدیری که دارای تفکر جهادی است تمام همّ وغم خویش را «رضایت الهی» دانسته و به دنبال مطرح نمودن خویش و کسب مقام و شهرت نیست. فرد جهادگر هرچه به خدا نزدیک تر شده و جهاد خود را ناب و خالص برای خدا انجام دهد، اکسیر جهاد او نیز ناب تر و کمیاب تر می شود و بالعکس.

البته یک مدیر مسلمان ممکن است نگاهی غیرعبادی به کار خود داشته و مانند پدیده ای مادی و دنیایی با آن برخورد کرده و نگاه خشک علمی و آکادمیک به آن داشته باشد. چنین مدیریتی حتی اگر موفقیت هایی نیز در پی داشته باشد، آن موفقیت ها بسیار ناچیز بوده و چنین نحوه ی مدیریتی را نمی توان «مدیریت جهادی» نامید.

2. جدیت، خستگی ناپذیری و شوق به کار

در ضمن برشمردن تعاریف اشتباه از «مدیریت جهادی»، تعریف آن را به «مدیریت پرقدرت» صحیح ندانستیم و توضیحات بیشتر را به اینجا حواله دادیم. اکنون در توضیح بیشتر آن مطلب عرض می کنیم که «مدیریت جهادی» مدیریتی است همراه با جدیت، خستگی ناپذیری و شوق به کار. پرقدرت بودن به تنهایی اگر همراه با جدیت و شوق نباشد، ممکن است در ادامه و بر اثر برخورد با مشکلات مسیر، به سرخوردگی و ناامیدی منجر شود. «مدیر جهادی» کار را با جدیت، شوق و خستگی ناپذیری انجام می دهد، نه فقط پرقدرت و احیاناً برای اسقاط تکلیف!

بهترین شاهد برای مطلبی که گفتیم، مرور حوادث سال های ابتدایی انقلاب اسلامی و بازخوانی آن چیزی است که بر بعضی مدیران اوایل انقلاب رفته است. این افراد هرچند در ابتدای کار بسیار پرقدرت وارد میدان کار شده بودند، اما خسته شدن در برابر طوفان مشکلات و به اصطلاح عامیانه، «بریدن» این افراد، شاهدی است بر جهادی نبودن مدیریت های این چنینی! روحیه ی جهادی با حرکت طبیعی در تعارض است و نسبت این دو، نسبتی معکوس است؛ یعنی هرقدر که انسان بخواهد امور دنیا و آخرتش را از مجاری عادی و با حرکتی طبیعی انجام دهد به نتیجه نخواهد رسید. لازمه ی روحیه ی جهادی حرکتی بی وقفه در هر شرایط مکانی و زمانی و امکاناتی است و این امر، یعنی دارا بودن روحیه ی «خستگی ناپذیری»، آن چنان که رزمندگان دفاع مقدس الگوی عملی آن بودند که در سخت ترین شرایط، گاه تا چند شبانه روز، بدون استراحت به جهاد فی سبیل الله می پرداختند.

قرآن کریم نیز در آیه ی 87 سوره ی بقره می فرماید: «وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ وَ قَفَّیْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ...» یعنی خداوند به موسی، کتاب تورات عطا فرمود و پس از آن پیامبرانی پشت سر هم فرستاد تا دین الهی را تبلیغ کنند. این آیه نیز به ما می فهماند که یکی از نکات لازم در راه رسیدن به موفقیت، پیگیری و تداوم برنامه ها برای حصول نتیجه ی نهایی است. همچنان که خداوند، پیامبران را پشت سر هم برای دعوت مردم فرستاده است.

پرقدرت بودن به تنهایی اگر همراه با جدیت و شوق نباشد، ممکن است در ادامه و بر اثر برخورد با مشکلات مسیر، به سرخوردگی و ناامیدی منجر شود. «مدیر جهادی» کار را با جدیت، شوق و خستگی ناپذیری انجام می دهد، نه فقط پرقدرت و احیاناً برای اسقاط تکلیف!

3. گام های بلند

برداشتن گام های بلند و ریسک پذیر بودن، یکی دیگر از مؤلفه های «مدیریت جهادی» است. البته بدیهی است که ضمانت موفقیت و پشتوانه ی هر گام بلندی، بررسی های علمی و داشتن برنامه ی صحیح است که یک «مدیر جهادی» از آن ها برخوردار است. نمونه ی این گام های بلند و ریسک پذیری را در «مدیریت جهادی» دولت نهم و طرح هایی مثل هدفمندسازی یارانه ها، سهمیه بندی بنزین و مسکن مهر دیده ایم و اگر احیاناً در بخش هایی از این طرح ها با مشکلاتی مواجه بوده ایم، ناشی از کم دقتی در مقدمات و طرح ریزی های اجرایی بوده است.

4. چالش با موانع و عبور از آن ها

مقام معظم رهبری چالش با موانع را از ویژگی های «مدیریت جهادی» معرفی کرده اند. این موانع چنانچه در لابه لای بیانات معظم له نیز ذکر شده اند، می توانند ضعف های فکری و عقلانی، راحت طلبی، آسان گرایی، آسان پنداری، گریز از چالش ها، عادت های تاریخی (مثل «ما نمی توانیم») و چیزهایی از این قبیل باشند که یک «مدیر جهادی» با توکل به خداوند متعال و با جدیت و خستگی ناپذیری خود از تمامی این موانع به سلامت عبور خواهد کرد.

5. شتاب همراه با تدبیر

غیر از برداشتن گام های بلند، داشتن شتاب مناسب نیز از ویژگی های یک «مدیر جهادی» است. چه بسیار کارهای مفیدی که به خاطر تأخیر و عدم شتاب مناسب، در زمانی به انجام رسیده اند که یا دیگر هیچ فایده ای نداشته اند و یا بسیار کم فایده بوده اند. البته همان طور که در عنوان مبحث ذکر شده، این شتاب به هیچ وجه منافاتی با تدبیر ندارد و اساساً تدبیر امور ملازم با کندی نیست. در نتیجه، باید گفت تدبیر به موقع و شتاب در انجام کار ضامن موفقیت یک «مدیر جهادی» در وظایف محوله است.

6. بصیرت و عدم غفلت از وجود دشمن

بصیرت، دشمن شناسی و عدم غفلت از وجود دشمن، جزء مقومات یک «مدیریت جهادی» به شمار می روند و همان طور که مقام معظم رهبری تأکید کرده اند، «هر تلاشى را جهاد نمی گویند؛ ممکن است کسى یک کار علمى اى هم بکند، [اما] جهاد نباشد. جهاد آن حرکتى است که در مواجهه ى با یک خصم، با یک دشمن، انجام می گیرد.»

لزوم داشتن بصیرت برای یک مدیر جهادی از آیه ی 45 سوره ی مبارکه ی ص نیز قابل استفاده است. آنجا که خداوند متعال در ضمن برشمردن صفات ویژه ی پیامبران الهی، که مدیران جهادی نمونه بوده اند، می فرماید: «وَاذْکُرْ عِبَادَنَا اِبْرَاهِیمَ وَ اِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ اُولِی الاَیدِی وَ الاَبْصَارِ» یعنی از پیامبران پیشین، ابراهیم و یعقوب و اسحاق یاد کن که دارای قدرت و بصیرت بودند.

7. عدم فراموشی آرمان و جهت

و آخرین مؤلفه ای که از بیانات رهبری معظم استفاده می شود و به نظر می رسد در «مدیریت جهادی» نقش محوری داشته باشد، فراموش نکردن آرمان ها و گم نکردن جهت و مسیر است. بهترین تعریف از آرمان های نظام را هم باید در بیانات خود معظم له یافت. از جمله ایشان در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری در تاریخ 14 شهریور 92، در ضمن بیاناتی می فرمایند:

 «آنچه ما تصور می کنیم که وظیفه ی ماست، وظیفه ی مجموعه ی مسئولان کشور است، وظیفه ی دولت جمهوری اسلامی است، این است که این سه مؤلفه ی بزرگ را برای همه ی تصمیم گیری ها و همه ی اقدام ها در نظر داشته باشند: 

مؤلفه ی اول عبارت است از آرمان ها و اهداف نظام جمهوری اسلامی که این اهداف و آرمان ها مطلقاً نبایستی از نظر دور بشود که آرمان نظام جمهوری اسلامی را می شود در جمله ی کوتاهِ ایجاد تمدن اسلامی، خلاصه کرد.

تمدن اسلامی یعنی آن فضایی که انسان در آن فضا از لحاظ معنوی و از لحاظ مادی می تواند رشد کند و به غایات مطلوبی که خدای متعال او را برای آن غایات خلق کرده است برسد، زندگی خوبی داشته باشد، زندگی عزتمندی داشته باشد، انسان عزیز، انسان دارای قدرت، دارای اراده، دارای ابتکار، دارای سازندگی جهان طبیعت؛ تمدن اسلامی یعنی این. هدف نظام جمهوری اسلامی و آرمان نظام جمهوری اسلامی این است.

مديريت جهادي در عرصه فرهنگ

 فرهنگ جهادي يک مفهوم کلي است که ازجمله مصاديق آن دين محوري، ولايت مداري، ايثار و ازخودگذشتگي، مردم گرايي، ارزش مداري، انعطاف پذيري، خودباوري، نوآوري، پويايي، ماموريت پذيري و... مي باشد. مديريت جهادي در عرصه فرهنگ را مي توان عمل، فراگرد، پيامد يا حالتي دانست که براي تعالي انسان ها پديد مي آيد و اين به نوبه خود به معني پيش بردن، روان سازي رشد، متحول کردن فرصت ها،کامل کردن، برتري بخشيدن يا بالابردن امور انساني است. بنا به تعبير مقام معظم رهبري عرصه فرهنگي، عرصه جهاد است، لذا کساني که در عرصه فرهنگي حضور داشته و مديريت مي نمايند بايد حق جهاد را بجا آورند و آن گونه که شايسته است به ترويج ارزش هاي ديني و واقعيات انقلاب اسلامي و دفاع مقدس بپردازند. مديريت جهادي در عرصه فرهنگ مجاهدت، فداکاري و ازخود گذشتگي مي خواهد و با دستور و حُکم پيش نمي روند بلکه لازمه موفقيت در اين عرصه، انگيزه، ايمان و حضور فعال انسان هاي معتقد به ارزش هاي ديني و انقلاب اسلامي است. نظريه و عملکرد مديريت جهادي در عرصه فرهنگ نخست بر جنبه هاي انساني و اجتماعي سازمان توجه دارد. مديريت جهادي در اين عرصه براي بهتر کار کردن از رويکردهاي ديگري ياري مي گيرد، به ساختار و طرح سازماني نظر مي دوزد و فن شناسي و محيط سازماني را تحت بررسي قرارمي دهد.

یکی از کارهای محوری که زمینه عاقبت به خیری را فراهم می کند این است که انسان به مسئولیت هایی که بر عهده او قرار دارد به چشم اهمیت نگاه کند. اهمیت شناخت و شکر نعمت به خصوص شکر عملی را بسیار مهم است و ما زمانی می توانیم شکر یک نعمت را به جا بیاوریم که در مرحله اول بتوانیم این نعمت را بشناسیم و درک کنیم. همه ما باید قدردان خون 220 هزار شهید باشیم که در راه اعتلا، حفظ و پیروزی انقلاب اسلامی جان خود را فدا کردند تا اسلام و نظام مقدس اسلامی به حرکت خود ادامه دهد. نعمت انقلاب و نعمت رهبری دو نعمت بزرگی است که برای ما وجود دارد و ما باید قدر این نعمت ها را بدانیم. موضوع آتش به اختیار در بحث فرهنگی که مورد تاکید مقام معظم رهبری است تکیه بر کار فرهنگی خود جوش و پرهیز از بی قانونی و محکوم نکردن جریان انقلابی کشور دارد.

پيشنهادات

1.مديريت جهادي بايد اصل خدا محوري و عدم تقدم بر خدا و رسول اكرم(ص) و ائمه اطهار و اوليا و بزرگان دين را به عنوان شاخصه ي عملي در برنامه هاي خود داشته باشد .

2.مديريت جهادي بايد اصل اطاعت پذيري از ولايت فقيه را جز الزامات ديني خود بداند.

3.مديريت جهادي بايد در هر زمان متناسب با نياز آيين نامه ها و دستورالعمل هاي خود را طراحي وانعطاف پذير باشد يعني متناسب با تحولات و تهديدات فرصت ها را به دست بياورد.

4.مديريت جهادي بايد روحييه خطر پذيري را جهت كاركنان با التزام عملي مديران  به اين موضوع احيا نمايد.

5.مديريت جهادي توجه به روحيات و خواسته هاي نيروي انساني را تامين مي نمايد.

6.مديريت جهادي به كار  به عنوان عبادت مي نگرد.

7.مديريت جهادي اخلاق محور است .

8.مديريت جهادي حافظ بيت المال است و قناعت را رعايت مي كند.

سخن آخر

با توجه به مطالبی که تا اینجا گفتیم و با توجه به مؤلفه هایی که از بیانات رهبری معظم انقلاب استفاده کرده ایم، «مدیریت جهادی» را این چنین تعریف می کنیم: «مدیریت جهادی مدیریتی است با عشق و ایمان به خدا، خستگی ناپذیر، با گام هایی بلند و دارای شتاب مدبرانه که با بصیرت و دشمن شناسی خود از موانع پیش رو یکی پس از دیگری می گذرد و به سوی ایجاد تمدن اسلامی به پیش می رود.

گردآورنده: معین رمضانی کارشناس فقه و حقوق اسلامی



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : معین رمضانی کارشناس فقه و حقوق اسلامی,مديريت جهادي در عرصه فرهنگ,مديريت جهادی, عزم ملي,مدیریت جهادی چیست؟سخن آخر,

تاريخ : پنجشنبه 5 مرداد 1396 | 5 بعد از ظهر | نویسنده : معین فرد |

نقش دینداری و معنويت در پیشگیری از جرايم و آسيب هاي اجتماعی

 

 

دينداري نوعي زندگي و تربيت ديني فرآيندي است که آدمي را براي نحوه خاصي از حيات مهيا مي سازد. اين نحوه زندگي بر مبناي اصول، قواعد و راهبردهاي از پيش تعيين شده اي شکل مي گيرد که توسط دين و در قالب عقايد و شريعت به آدمي عرضه گرديده است.پس اگر انسان در گستره تعاليم صحيح ديني رشد يابد، در همه حال خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خويش حس کند ، قوانين اجتماعي را به بهترين نحو رعايت مي نمايد و به حقوق متقابل انساني احترام مي گذارد. با ايجاد اين بستر، مظاهر انساني به ظهور مي رسد و جامعه متجلي مي گردد چون در تربيت ديني، بعد اجتماعي همراه با بعد ايماني و شخصيت، پرورش و رشد مي يابد.دين در يکپارچه سازي انساني و سالم سازي جوامع نقش بسزايي دارد . گروهی از متخصصان روانشناسي شخصيت از جمله :«اهلرانگر»، «يونگر»، «ويکتورفرانگل»،«آلپورت» و ... بر اين باورند که دين و ارزشهاي ناشي از آن بيش از هر عامل ديگري در يکپارچگي شخصيت و معني دادن به شخصيت فرد موثرند

بی شک اعتقادات و آموزه های دینی يكي از عوامل مهم و تاثيرگذار در كاهش آسيب هاي اجتماعي و جرايم است چون پيشگيري از جرم، بخشي مهم و در عين حال مورد توجه سياست جنايي اسلام است. آموزش، تقويت انگيزه هاي معنوي، تامين نيازهاي طبيعي و مشروع و حذف عوامل تحريک کننده از يک سو و مراقبت همگاني و متقابل که با امر به معروف و نهي از منکر در جامعه اسلامي، به عمل مي آيد، از سوي ديگر عناصر و مراحل گوناگون اين جنبه از سياست جنايي اسلام محسوب مي شود که جامعه مدني در آن سهم عمده اي را دارا است. (حسيني، 1383 : 217)

بنابراین در ارتباط با نقش پیشگیرانه اعتقادات دینی در بروز جرایم که یافته های کارشناسان امر موید این مطلب است : تمام مفاسد فردي و اجتماعي از بي ديني است. در مراجعه به زندان ها خواهيم يافت که تقريباً 98 درصد بزهکاران و جنايتکاران کساني هستند که اعتقادات ضعيفي دارند.(بيات،.1387،106) دين در سالم سازي محيط اجتماعي نقش موثري دارد. دين مي تواند عامل کنترل اضطراب ها و احساس ناامني ها و وسيله اي براي ايجاد آرامش باشد. در عصر حاضر بسياري از انحرافات، لغزش ها، شکست ها و نابودي جوامع و ... به دليل غوطه ور شدن انسان در منجلاب گناه و شهوات و غرايز نفساني بوده است. (کي نيا، 1373 : 361-259).

بنابراین زمانی که در مراسم و مناسبت هاي ويژه ديني نظير ماه محرم و ماه مبارك رمضان  بيش از پيش معنويات در جامعه متجلي مي شود به همان ميزان وقوع جرايم و آسيبهاي اجتماعي نیز کاهش می یابد به نحوي كه بررسي آماري جرايم نیز این امر را تصدیق می نماید‏.پس زمان ها و مناسبت هاي مذهبي تأثير شگرفي در نحوه برخوردهاي اجتماعي افراد دارد و حتي كساني كه غير مذهبي به شمار مي آيند در زمان هاي مشخصي چون ماه رمضان و محرم از رفتار متعادل تري نسبت به ماه هاي ديگر برخوردار بوده اند

دين با سه خصيصه زير به پيروان خود مصونيت مي بخشد:

الف ـ دروني ساختن تعليمات

ب- ارائه تصوير دل انگيز و آرام بخش از آفرينش و هستي

ج- طرح و معرفي الگوهاي موفق

بنابراين دين اسلام در کنار انذار ، بيم دادن و ترساندن که مي تواند ريشه و خاستگاه گناه و انحراف را بسوزاند، تأکيد و ترغيب به ثواب آخرت و نيک بختي دنيا نموده است و از سوي ديگر آيين هاي مذهبي جمعي همچون مراسم ماه رمضان، نظارت همگاني، مسئوليت جمعي ، فراخواني دين به همياري بر کار نيک، پرهيز از هر نوع مساعدت در کار خلاف و دهها آموزه ديني ديگري که در همه اديان وجود دارند و در اسلام به نحو کامل تر و جامع تري وجود دارد، هر کدام مي تواند در برابر انحراف اجتماعي نقش بازدارنده اي ايفا نمايند. از اين رو دين و دينداري همواره نقش مثبت در برقراري امنيت اجتماعي در جامعه داشته است.

بنابراین با توجه باورهای مذهبی و اعتقادات مردم، وقتی جو معنویت بر جامعه حاکم می شود، افراد نیز تحت تاثیر این جو قرار گرفته و بیشتر از اعمال و رفتار خود مراقبت می کنند و همین امر در کاهش جرم در این ماه ها نقش تعیین کننده ای دارد و در این زمینه لازم است نهادهای اجتماعی و فرهنگی از یک سو و شهروندان از سوی دیگر به توسعه روح معنویت در جامعه کمک کرده و زمینه را برای کاهش جرم و آسیب های اجتماعی فراهم کنند.

از اين رو قرار گرفتن انسان در زمان ها و موقعيت هاي معنوي همچون محرم باعث مي شود تا از پديده هايي که مغايرت با ارزش هاي والاي آن دارد دوري کند و اين نوع رفتار ناشي از سرشت دروني و همچنين اعتقادات ديني و مذهبي است که در اين ايام تقويت مي شود(صادقيان،1390: 3)

بي شک موثرترين پليس و حافظ امنيت اجتماعي انسان ها، وجداني است که در سينه و قلب آنها قرار دارد و بهترين قانون، آن قانوني است که با فطرت الهي انسان سازگار باشد. مديريت حفظ امنيت اجتماعي اگر بتواند هماهنگ با وجدان انسان ها و فطرت الهي آنان حرکت کند بالاترين بهره وري و بيشترين تاثير را در کاهش جرايم خواهد داشت. به يقين فضاي سالم و مکاني دور از گناه نقش ارزنده اي در کاهش تمايل انسان هاي حتي غير مذهبي به جرم دارد؛ چرا که انسان ها با فطرت الهي متولد مي شوند اما فضا، جو، زمان و مکان ممکن است مسير آنها را منحرف كند(صادقيان،1390: 5) امنيت اجتماعي زماني افزايش مي يابد که قانون به عنوان فرهنگ عمومي پذيرفته شود و وجدان و فطرت بشري خود به عنوان پليس در جامعه عمل کند و هر کس خود پليس و مجري درستي جهت اجراي قانون شود.

دين، محاسبه گري و مهار و کنترل نفس را به خود فرد واگذار مي کند و پيش ازآن که ديگري در نظر آيد، خدا و محاسبه وجدان و فطرت پا در ميدان مي گذارد. از اين روست که مساله تقوي به عنوان ساز و کاري دروني و مديريت کنترل اجرايي قوانين در انسان مومن عمل مي کند. فرهنگ عاشورائي به جهاتي اين را تحقق مي بخشد , زيرا ارزش هاي ديني را در انسان تقويت و جايگزين ارزش هاي نابهنجار و غير ديني مي کند،از اين روست که بزهکاري در انسان کاهش مي يابد(زحيلي،1379)

امروزه بسياري از متفکران به نقش مثبت و سازنده مذهب در پيشبرد وضع اجتماعي و فردي اعتراف دارند و بر اين باورند که نماز و نيايش و مراسم مذهبي، آرام بخش روح و روان انسان ها و پايان بخش اضطراب ها و دلگيري ها است. شهيد مطهري درباره نقش دين و امنيت بخشي مي گويند: زندگي بشر خواه و ناخواه در کنار خوشي ها و شيريني ها،رنج ها و شکست ها،از دست دادن ها و ناکامي ها دارد.پاره اي از حوادث جهان مانند پيري و مرگ قابل پيشگيري و بر طرف ساختن نيست و اين ها اموري است که انسان را رنج مي دهد. ايمان ديني در انسان ،نيروي مقاومت مي آفريند و با تفسير تلخي ها آنها را شيرين مي گرداند و اموري چون چنگال وحشتناک مرگ را به وسيله اي براي بازگشت به خدا و برخورداري از نعمت هاي ابدي خدا مبدل مي سازد و بدين ترتيب نه تنها آن را تحمل پذير مي سازد و بلکه به پديده هاي شيرين مبدل مي سازد.

بنابراین با توجه باورهای مذهبی و اعتقادات مردم و تقویت جو معنویت بر جامعه ، افراد نیز تحت تاثیر این شرایط قرار گرفته و بیشتر از اعمال و رفتار خود مراقبت می کنند و همین امر در کاهش جرم در این ماه ها نقش تعیین کننده ای دارد پس لازم است نهادهای اجتماعی و فرهنگی از یک سو و شهروندان از سوی دیگر به توسعه روح معنویت در جامعه کمک کرده و زمینه را برای کاهش جرم و آسیب های اجتماعی فراهم کنند.

تحقيقات نشان مي دهد نوجواناني كه والدين آنان از اعتقادات مذهبي محكم تري برخوردار هستند در ايام مذهبي كمتر مرتكب اعمال خلاف مي شوند بنابراين والدين بايد به اين امر توجه ويژه اي داشته باشند. (صادقيان،1390،4)

- خانواده نقش مهم و اساسي در متدين کردن فرزندان خود دارد و اگر در خانواده ،پدر و مادر متدين و پاي بند به دين و احکام اسلامي باشند، فرزندان از همان کودکي با مسائل مذهبي آشنا شده با آن خو مي گيرند، رشد يافته و در نتيجه همه چيز را با چشم دين مي بينند.

- تربيت ديني از يک طرف موجب پالايش درون انسان ها مي شود و از طرف ديگر، بر حالات بيروني آن ها اثر مي گذارد.پس وقتي دين در قالب آموزش هاي موثر به عنوان پايگاهي تعالي بخش و پناهگاهي امن و موثر براي افراد تجلي يافت، بسياري از خطرات اجتماعي مانند:اعتياد به مواد مخدر و روانگردان ها، مشروبات الکلي، سرقت، مفاسد اخلاقي و....از بين مي رود و امنيت اجتماعي به بهترين شکل متجلي مي گردد. مفاهيم و آموز هاي ديني مرتبط با امنيت اجتماعي همگام با طراز تحول شناختي بشر به بهترين شکل ارائه شود. 

فهرست منابع :

1-زحيلي،محمد(1379).نقش دين در زندگي و نياز انسان به آن.ترجمه محمد صالح سعيدي.سنندج

 2-بيات،بهرام ،(1387)،پيشگيري از جرم با تکيه بر رويکرد اجتماعي محور،تبليغات

 3-کي نيا ،مهدي(1373)مباني جرم شناسي،انتشارات دانشگاه تهران

 4-حسيني،سيدمحمد(1383)،سياست جنايي(دراسلام و در جمهوري اسلامي ايران)،انتشارات سمت

 5-صادقيان،مصطفي(1390)نقش محرم در کاهش بزه کاري،سايت خبرگزاري پليس

 6-صحيفه نور،جلد107-بيانات مقام معظم رهبري،1379

بتولی ،سیدحسن (1391).به نقل از http://www.masjedsalamat.blogfa.com/post/34

 ماهنامه شادکامی و موفقیت شماره63   http://basijnews.ir/fa/news

تهيه و تنظيم : باقر رجبي ويسرودي: کارشناسي ارشد  رشته پژوهش علوم اجتماعي 



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها : باقر رجبي ويسرودي, کارشناسي ارشد,رشته پژوهش علوم اجتماعي, نقش دینداری و معنويت در پیشگیری از جرايم و آسيب هاي اجتماعی,طرح و معرفي الگوهاي موفق,

تاريخ : شنبه 3 تير 1396 | 8 بعد از ظهر | نویسنده : معین فرد |